یک آدم خیلی خیلی غیرتی ، کمی هم تا قسمتی ظاهرا مذهبی
به اتفاق منزل*محترمه و همراه*محترم وارد ایستگاه مترو
شدند . آدمه منزل را تا واگن مخصوص بانوان مشایعت* کرد و
پس از برانداز مسافران واطمینان از امنیت اجتماعی داخل واگن ،
به طرف واگن عمومی حرکت کرد . نگاهی در حد یک نظر،
به داخل انداخت و سپس با پای راست وارد شد وکنار
دختر خانمی ( با مدرک لیسانس ، ظاهری آراسته وبا
روابط عمومی بالا ) نشست .
استغفرالله را با جل الخالق عوض کرد و با حفظ سمت
ناظر کیفی ؛ شروع کرد به بازی با همراه محترم.
همین که بلوتوث* همراهش را روشن کرد با هجومی از جوک های
...... و عکس های اسمش را نبر وخلاصه هر چیزی جز سلامتی
مواجه شد . این دفعه استغفرالله را گفت وخواست بازی را تمام
کند که ، تیتر (فیلم صحنه دار از فلانی* به همراه پشت صحنه )
نظرش را جلب کرد .نگاهی به اطرافش انداخت و با نثاراستغفراللهی به
جمع حاضر با خودش فکر کرد که برای اینکه در آینده به انحراف کشیده
نشود و گناهی نا بخشودنی را مرتکب نشود ، بهتر است فیلم صحنه دار
را ، البته با نگاهی عبرت آموز ببیند!
تا هم اجتماع پیرامون را از لحاظ جامعه شناختی بشناسد وهم خود را
از نظر قدرت ایمان و خودسازی بیآزماید.
باشد که مقبول گردد و سربلند از این امتحان هم بیرون بیاید.
* منظور از منزل کسی که همراه با او در منزل زندگی می کنند
*همراه ، وسیله ای است همواره همراه ، برای ارتباط و سرگرمی
* مشایعت به معنی همراهی کردن با حفظ مسائل امنیتی و حفاظتی
* بلوتوث برای ارتباط و انتقال بی سیم ، بدون محدودیت و نظارت ، بین گوشی های همراه است
* فلانی هر آدم معروفی را به جز مسئولین درجه یک نظام را در بر می گیرد

3 نظرات:
سلام حاجي
راست می گی
بعضی ها ظاهر دارن و در باطنشان خدا می داند که چه خبر است خود را راضی می کنند و با نام اسلام و مسلمانی هر کاری را می کنند!
الهی شهید شید.
به به!
وای خدا چقدر جالب و بامزه بود واقعا نمونه اکثر آدمایی که دورو برمون هستند.
(راستی معذرت می خوام ولی یه اشتباه تایپی وجود داشت : حاظر : حاضر)
ارسال يک نظر