2008/08/28

لوله بازکن


لوله از آن همه تفاله و آشغال دلش گرفته بود .
طوری بغض کرده بود که حتی یک چکه آب
هم از گلوش پایین نمی رفت.
وقتی لوله بازکنی آمد، لوله دلش باز شد و گل از گلش شکفت.
بغضش ترکید و همه ی آب دستشویی را سر کشید.

6 نظرات:

زینب آ گفت...

سلام
خیلی خوب بود.
موفق باشید.

ناشناس گفت...

امیدوارم لوله بازکن ات زودتر از راه برسد...

فرزانه گفت...

کاشکی آدما هم بغضاشون رو هولوپی قورت بدن تا هم خودشون یادشون بره غصه هارو هم به هیچکس دیگه نگن اونارو.

فرزانه گفت...

سلام آقای خسروی عزیز
منم از اینکه با شما تبادل لینک داشته باشم خوشحال می شم.
راستی شما رو با عنوان : یک نوشته لینک بدم آیا؟
عنوان لینک من : رشته های نامرئی ارتباط .

دلپاره ها گفت...

سلام ....وبلاگ جالبی داری.
از ادبیاتت خوشم آمد.
من هم تازه اسباب کشی کردم
به بلاگ اسپات.موفق باشی

آن شرلي گفت...

آخي بيچاره لولهه.