لوله از آن همه تفاله و آشغال دلش گرفته بود . طوری بغض کرده بود که حتی یک چکه آب هم از گلوش پایین نمی رفت. وقتی لوله بازکنی آمد، لوله دلش باز شد و گل از گلش شکفت. بغضش ترکید و همه ی آب دستشویی را سر کشید.
سلام آقای خسروی عزیز منم از اینکه با شما تبادل لینک داشته باشم خوشحال می شم. راستی شما رو با عنوان : یک نوشته لینک بدم آیا؟ عنوان لینک من : رشته های نامرئی ارتباط .
6 نظرات:
سلام
خیلی خوب بود.
موفق باشید.
امیدوارم لوله بازکن ات زودتر از راه برسد...
کاشکی آدما هم بغضاشون رو هولوپی قورت بدن تا هم خودشون یادشون بره غصه هارو هم به هیچکس دیگه نگن اونارو.
سلام آقای خسروی عزیز
منم از اینکه با شما تبادل لینک داشته باشم خوشحال می شم.
راستی شما رو با عنوان : یک نوشته لینک بدم آیا؟
عنوان لینک من : رشته های نامرئی ارتباط .
سلام ....وبلاگ جالبی داری.
از ادبیاتت خوشم آمد.
من هم تازه اسباب کشی کردم
به بلاگ اسپات.موفق باشی
آخي بيچاره لولهه.
ارسال يک نظر